مصاحبه دکتر فراهانی با خبرنگار کیهان در آستانه برگزاری کنکور سراسری

ریشه اصلی صندلی های خالی  دانشگاه در کجاست؟

دکتر ابوالفضل فراهانی تحلیل گر مسایل آموزش عالی و سرپرست اسبق دانشگاه پیام نور در آستانه برگزاری کنکور سراسری گفتگویی با خبرنگار کیهان در خصوص بروز و ظهور صندلی های خالی دانشگاهها داشته است. فراهانی به گزارشگر کیهان می گوید چیزی که ما امروز وارث آن هستیم حاصل تصمیم مدیران وقت آموزش عالی در سه دهه گذشته در دانشگاههای دولتی و غیر دولتی  بوده است. اشاره فراهانی به نیمه دوم دهه ۶۰ و خصوصا دهه ۷۰ و ۸۰ است که به نظر او مطابق جو غالب بر جامعه و قشر جوان، تنها راه شغل خوب، آینده بهتر و کسب درآمد، ورود به دانشگاه و داشتن مدرک-بدون توجه به رشته تحصیلی و نیاز جامعه- معرفی شده بود. وی معتقد است بسیاری از کسانی که امروز مالک دانشگاه غیرانتفاعی هستند از جو حاکم بر آن مقطع زمانی و تب بالای ورود به دانشگاه از یکطرف و محدودیت های حاکم بر پذیرش دانشجو در دانشگاههای حضوری از طرف دیگر، همچنین مشکلات اعزام دانشجو در دوره پس از جنگ، بحث دانشگاه غیرانتفاعی را مطرح کرده اند. مدیرانی که با بهره مندی از مجموعه این عوامل، عموما در همان مقطع، به نام خود یا نزدیکان شان دانشگاه غیرانتفاعی ثبت کرده اند.

فراهانی با بیان اینکه عامل دیگر خلق صندلی های خالی در دانشگاه این است که در مقطع زمانی مورد اشاره، توسعه  آموزش عالی را جدای از اشتغال  و حتی نیاز جامعه  دانسته ایم، می گوید در میانه دهه شصت و هفتاد گفته میشد دانشگاه اداره کاریابی نیست و صرفا وظیفه آموزش دارد. شعار موهومی تحت عنوان «آموزش برای آموزش» هم مطرح بود. سایه انداختن این شعار برسیاست های آموزش عالی و دلخوش بودن مدیران  به افزایش آمار دانشجویان به طور جدی بر توسعه کمی بی حساب و کتاب دامن زده است. فراهانی اگر چه توسعه کمی مطالعه شده را  یکی از راههای شناسایی نخبگان و بسترساز توسعه کیفی میداند، اما معتقد است کسانی که خود در مسیر تصمیم گیری های کلان و راهبردی آموزش عالی هستند، نباید همزمان مالک دانشگاه خصوصی باشند. وی این اقدام را زمینه ساز برخی مشکلات امروز حاکم بر آموزش عالی  و در راس آن “صندلی خالی”  میداند . فراهانی می گوید:« نمی شود عصرامروز فردی  در این سوی میز و در جایگاه متقاضی تاسیس رشته تحصیلی  دانشگاه باشد و صبح فردا، آن طرف میز در جایگاه صدور مجوز  رشته و دانشگاه قرار بگیرد!   که متاسفانه آموزش عالی این وضعیت را در سالیانی طولانی تجربه کرده و اکنون هم متاتر آز آن تجربه می باشد.»

انحراف دانشگاه ها از ماموریت های تعریف شده

تغییر مسیر و انحراف دانشگاه ها از ماموریت های تعریف شده، نقطه ی دیگری است که این صاحب نظر حوزه آموزش عالی برای توضیح علل وضعیت کنونی دانشگاه ها بر آن انگشت گذاشته، میگوید دانشگاهی که قرار بود دانشگاه مهارتی و کارآفرین باشد، در مقطع کاردانی دانشجو بپذیرد و کارگر متخصص آچار به دست با اندوخته های علمی و دانشگاهی تحویل جامعه دهد، یکباره سر از دوره های نظری  آن هم در مقطع ارشد درآورده است! وی در مصادیقی مشابه به دانشگاه هایی اشاره می کند که ماموریت اول آنها تولید دانش تعریف شده بود تا در زمینه گسترش مرزهای دانش حرکت کنند؛ دانشگاه هایی  با قدمت بالاتر و برند شناخته شده تر که قرار بود هم سهم بالاتری از استعدادهای کنکور داشته باشند و هم برخورداری آنان از بودجه دولتی هم بیشتر باشد تا دانش آموختگان  آنها هم تامین کننده نیاز تحقیقاتی  پژوهشگاهها و جامعه باشند، ولی متاسفانه با عدول از این برنامه و ماموریت قبلی خود مسیری را پیش روی خود قرار دادند که نه تنها نیاز تحقیقاتی کشور در بسیاری موارد بر آورده نشد بلکه دانش آموختگان آن جذب دانشگاههای خارج از کشور شدند و بعد از تکمیل تحصیلات خود درصد بالایی از آنان به کشور مراجعت نکردند.

معاون آموزشی سابق دانشگاه پیام نور میگوید دانشگاه ها دوره های مجازی و شبانه را  به عنوان راهی برای کسب در آمد  در برنامه توسعه خود قرار دادند که این هم به نوبه خود  انحراف دانشگاه ها از ماموریت های تعریف شده است. فراهانی  معتقد است این دوره ها هم فلسفه و ماهیت وجودی تعریف شده خود را در دنیای امروز دارد و هم مخاطب خود را، در حالیکه دانشگاه های ما  تنها به دلیل رفع تنگناهای مالی به این  حوزه  وارد شده اند، که این ورود  شتابزده و ناشناخته هم به معرفی نامطلوب دانشگاههای مجازی منجر شد و هم به کیفیت دانشگاههای مرسوم لطمه زد.

وی در بخش دیگری ازاین گفتگو به دانشگاهی اشاره دارد که  فلسفه تاسیس و وظیفه اول و آخر آن  تربیت استاد و مدرس بود  و این سوال را مطرح میکند که بررسی کنید و ببینید خروجی آن دانشگاه الان که  پایان دهه نود هستیم چند درصد جذب هیئت علمی دانشگاه ها  شده اند؟ این کارشناس حوزه آموزش عالی با بیان اینکه همه بخش های دولتی و غیردولتی در رسیدن به نقطه فعلی دارای نقش بوده اند، می گوید نگاه سیاسی بر هدایت آموزش عالی از مولفه های تاثیر گذار دیگر بوده است؛  برای مثال اواسط دهه هشتاد تمام تلاش این بود که داوطلبان تحصیل در دانشگاهها  از دانشگاه آزاد به دانشگاه پیام نور هدایت شوند و در حالی که  دانشگاه پیام نور در آن زمان  زیرساخت و آمادگی کافی را نداشت، ظرفیت دانشگاه در مدت کوتاهی به سه برابر  افزایش یافت. در اوایل دهه نود  و با تغییر دولت و بخصوص با استقرار آن مقام وزارتی  مهمان  از مجموعه وزارت بهداشت در وزارت علوم ، ورق برگشت و در حالیکه دانشگاه پیام نور با تحمل هزینه های بسیار سنگین زیر ساخت های این افزایش سه برابری و توسعه تحصیلات تکمیلی را فراهم نموده بود سیاست بر این محور قرار گرفت که داوطلب تحصیل از انتخاب دانشگاه پیام نور به انتخاب دانشگاههای غیر انتفاعی هدایت شود که این برنامه سیاسی که تاثیر گذار  هم بود و منجر به کاهش ظرفیت ۷۰ درصدی دانشکاه شدهم  اکنون هم ادامه دارد!

راهکار تبدیل تهدید به فرصت

شکی در این نیست که وضعیت فعلی با تمام معایبش، میتواند فرصت جهش آموزش عالی و تصحیح بنیادین سیاستگذاری در این حوزه هم تلقی شود. پیشنهاد اجرایی دکتر فراهانی برای حل بخشی از معضل صندلی های خالی، انجام اصلاحات قانونی و مقررات توسعه و تعدیل مراکز دانشگاهی و  تاکید بر جذب دانشجوی خارجی به خصوص در دانشگاه پیام نور است و معتقد است این دانشگاه آمادگی لازم را هم از جهت محتوای درسی و هم  آموزش و سنجش از راه دور مبتنی بر رسانه فراهم کرده و با توجه به ظرفیت بسیار بالا و بی بدیل این دانشگاه برای فعالیت در این زمینه -به شرط بازنگری قوانین قدیمی جذب دانشجوی خارجی و تسهیل این موضوع-  میتواند گامی موثر و ماندگار در برون رفت از مشکل مطرح شده را بردارد. سرپرست اسبق دانشگاه پیام نور همزمان تاکید بر حرکت این دانشگاه به سمت پژوهش محوری را عملیاتی و قرین نتیجه نمیداند و مصداق انحراف از ماموریت اصلی این دانشگاه آموزش محور میداند. البته سخن در این زمینه هنوز بسیار است.که این موضوع و ضرورت های اصلاحات قانونی و مقرراتی در گزارش بعدی مورد بحث قرار میگیرد.