مصباحی مقدم: نقش احزاب وتشکل‌های غیر روحانی در پیروزی انقلاب یک اپسیلون بود

غلامرضا مصباحی مقدم ، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌و گویی تفصیلی به نقش روحانیت در پیروزی نظام واستقرار آن پرداخت. او نظرش درباره نقش دیگر گروه‌های مبارز با رژیم پهلوی را بیان و عقیده دارد اظهارات گروه‌هایی مثل جبهه ملی و نهضت آزادی در تاثیر نقششان در پیروزی انقلاب را می توان با مثال”معما چون حل شود آسان شود” تبیین کرد.

مشروح گفت‌وگو ایسنا با حجت‌الاسلام والمسلمین غلامرضا مصباحی مقدم را در زیر بخوانید:

(به عنوان مقدمه مصاحبه‌ای با محوریت چهل‌سالگی انقلاب، نقش روحانیت در پیروزی انقلاب اسلامی را مطرح کردم اما مصباحی مقدم ترجیح داد به نقش روحانیت در جنبش‌ها و انقلاب‌های پیش از انقلاب اسلامی اشاره کند.)

-بعد از گذشت چهل سال، امروز برداشت شما از نقش روحانیت در پیروزی انقلاب چیست؟

پیش از پرداختن به نقش روحانیت در پیروزی انقلاب اسلامی باید بگویم پیش از این هم ایران تجربه‌های دیگری از نظر ورود روحانیون به عرصه سیاست دارد. از جمله انقلاب مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت. بعد از این‌ها است که نوبت به انقلاب اسلامی می‌رسد.

شاید حتی بتوان گفت یکی از مواردی که مردم به صورت جمعی با همراهی روحانیت به میدان آمدند، موضوع تحریم تنباکو است. در این موارد ما می‌بینیم نقش روحانیت نقش پیشتازی است و اگر روحانیت و خصوصاً مرجعیت در این گونه موارد به میدان نمی‌آمدند حتماً انقلابی رخ نمی‌داد و حتماً نهضتی پدید نمی‌آمد.

در داستان تنباکو خیلی روشن است که “قرارداد رژی” با دولت قاجار بسته می‌شود و همه توتون و تنباکوی ایران در انحصار شرکت “رژی” در می‌آید. بر اساس این قرار داد، این شرکت به خودش اجازه می‌داد، وارداتی بدون کنترل داشته باشد و در نقطه نقطه کشور بنگاه بزند و به اسم اینکه می‌خواهد انحصار را کاملاً کنترل کند، دخل و تصرفی در امور عمومی مردم هم داشته باشد. نهایتاً این موضوع به نارضایتی مردم می‌انجامد مرحوم سید جمال‌الدین اسد آبادی گزارشی به مرحوم آیت‌الله العظمی شیرازی در سامرا می‌دهد و آیت‌الله شیرازی در آن شرایط هرگونه مصرف توتون و تنباکو را حرام اعلام می‌کند.

این نقطه مبدا برای یک نهضت شد. همه ملت ایران به این نهضت پیوستند. حتی معروف بود در کاخ شاه، قلیان را برای شاه می‌خواستند ببرند که خانم سوگولی او قلیان را پرت کرد و گفت همان کسی که من را به تو حلال کرده، قلیان را حرام اعلام کرده است. این موضوع نشان دهنده برجستگی نقش روحانیت است.

-دستاورد این نهضت را در همراهی مردم و روحانیت می‌دانید؟

در این داستان استعمار انگلیس متوجه شد که علما خصوصاً مراجع تأثیری در ملت ایران دارند که هیچ چیزی نمی‌تواند جایگزین آن شود. از این جهت عزم را بر این گذاشتند که با نوعی فرهنگ سازی و تربیت آدم‌ها جایگاه روحانیت را در فکر، چشم و ذهن مردم کاهش دهند و بین علما و مردم شکاف ایجاد کنند.

-در این مقطع تاریخی آیا نیروهای انگلیس موفق شدند؟

البته شاید در یک شرایطی هم موفق شدند، اما پس از آن انقلاب مشروطیت رخ داد. در انقلاب مشروطیت مردم باز به علما پناه آوردند و اعتماد کردند و همین موجب شد که انقلاب مشروطیت پیروز شود، البته بهره‌اش را به طور عمده تربیت شدگان غرب بردند؛ چون علما به خانه برگشتند و نتیجه‌اش این شد که دوباره شرایط برای روی کار آمدن دیکتاتوری مثل رضاخان فراهم شد.

چنان دیکتاتوری حاکم شد که ملت ایران احساس کرد اوضاع برای او به شدت تنگ شد. بر این اساس بود که در دوره محمدرضا و بعد از کودتای ۲۸ مرداد دیکتاتوری او هم ظهور و بروز پیدا کرد و این طور شد که ملت ما منتظر یک ندا بودند و امام خمینی (ره) این ندا را دادند.

-مردم شهرها و روستاهای دور افتاده که به اخبار مراکز دسترسی نداشتند چه طور به این ندا پیوستند؟

امام خمینی (ره) با یک شبکه‌ای از روحانیت کار می‌کردند. آن‌ها را بسیج می‌کردند که حتی در روستاها و شهرهای دور دست بروند و با مردم در ارتباط باشند؛ روحانیون و طلبه‌ها این گفته را اجابت کردند و برای هدایت به روستاها می‌رفتند؛ با این تلاش‌ها بود که انقلاب اسلامی پدید آمد.

حتی در نهضت ملی شدن صنعت نفت هم آن کسی که بسیار مؤثر واقع شد، صرفاً مصدق نبود، بلکه مرحوم آیت‌الله کاشانی بود که به عنوان یک چهره روحانی و به عنوان یک فقیه به میدان آمده بود. حضور ایشان در آن ماجرا تأثیرگذار بود. البته ابعاد آن نهضت با ابعاد انقلاب اسلامی اصلاً قابل مقایسه نیست.

(سال گذشته یکی از رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور، مدعی وجود اسنادی شد که بر اساس آن ارتباطی میان آیت‌الله کاشانی، آمریکا و کودتای ۲۸ مرداد وجود داشته است؛ به همین علت در این قسمت که مصباحی از نقش این آیت‌الله در نهضت ملی شدن نفت یاد کرد، نظرش در ارتباط با این موضوع را هم جویا شدم.)

-نظر شما درباره اسناد منتشر شده علیه آیت‌الله کاشانی چیست؟

به نظرم می‌آید انگلیس به این دلیل دست به افشای چنین اسنادی می‌زند که بتواند خواست‌های خود را در شرایط حاضر در کشور محقق کند.

-چه خواستی را می‌تواند دنبال می‌کند؟ این گفته را باز کنید.

در انتشار این اسناد بحث، بحث گذشته نیست. گذشته‌ها گذشته؛ کاشانی به رحمت خدا رفته، مصدق هم همین‌طور. آن‌ها پی موضوع مصدق و کاشانی نیستند.

-پس چه استفاده‌ای می‌کنند؟

ایجاد تردید و تزلزل نسبت به جایگاه روحانیت در مبارزات گذشته. دقت کنید؛ این ایجاد تردید و تزلزل برای نسل جوانی که حالا چهار دهه بعد از پیروزی انقلاب چشم باز کرده و با این واقع روبه‌رو می‌شود می‌تواند اثراتی بگذارد. آن آثار ایجاد شکاف بین مردم و روحانیت و نهضت‌های قبلی که روحانیت میدان‌دارش بوده است، خواهد بود. قصد آنان ایجاد تزلزل در نسل جوان ما است که اگر می‌خواهند ایران یک کشور مستقل پیشرو نباشد، به چنینی شخصیت‌هایی نباید اعتماد کنند.

(از او خواستم روایتش از نقش روحانیت در پیروزی انقلاب را تکمیل کند تا بعد از آن به نقش سایر گروه‌های مبارز با رژیم پهلوی بپردازیم. مصباحی مقدم مجدد به شبکه طلاب در انتقال ایده‌ها و راهنمایی‌های امام خمینی پرداخت.)

شما می‌بینید سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در حالی که امام (ره) ۱۵ سال در تبعید به سر می‌بردند از تبعید بیانیه‌های خود را می‌فرستادند؛ این بیانیه‌ها توسط علما و طلاب به روستاها هم برده می‌شد. همه کشور از جمله روستاها تحت تأثیر بیانه‌های امام (ره) قرار گرفتند و آنچه که انقلاب اسلامی را پیروز کرد به طور عمده همین بود.

-به جز طلاب و روحانیت، نقش دیگر گروه‌های مبارز را چه طور ارزیابی می‌کنید؟

من نمی‌خواهم نقش گروه‌های مبارز دیگر را نادیده بگیرم. مبارزات بسیاری بود. مثلاً جبهه ملی، نهضت آزادی مبارزه داشتند و چریک‌های فدایی و چریک‌های مجاهد هم به صورت مسلحانه مبارزه می‌کردند؛ ولی هیچ‌کدام از آن‌ها نه به نتیجه می‌رسید و نه پشتوانه مردمی داشتند. مبارزات آن‌ها خیلی راحت سرکوب می‌شد یا خیلی راحت جلوی فعالیت آنان گرفته می‌شد.

-اما بیش‌تر اعضای این گروه‌های سیاسی که نام بردید عقیده دارند انقلاب بدون مبارزات آنان و تنها با تلاش روحانیت به نتیجه نمی‌رسید.

این گروه‌ها تجربه خودشان را قبل از پیروزی انقلاب به خوبی نشان دادند. تجربه آنها چیزی جز ناکامی و شکست نبود. اگر بنا بود آنها نقشی می‌داشتند یقیناً نمی‌توانستند مردم را بسیج کنند. شما می‌بینید کسی مثل دبیر کل جبه ملی می‌گوید اگر آیت‌الله خمینی نبود ما امکان اینکه یک صدم این جمعیت را بسیج کنیم نداشتیم. اگر کسی تاریخ قبل از انقلاب را مرور کند خیلی روشن متوجه این امر می‌شود که مجموعه‌های مثل نهضت آزادی و جبهه ملی شخصیت‌هایی نبودند که پایگاه و جایگاه توده‌ای و مردمی داشته باشند.

-جایگاه بسیج کردن روشنفکرها و انتقال اندیشه‌های مبارزه‌طلبانه به مردم را نداشتند؟

آنها روشنفکرانی تحصیل کرده بودند، در دانشگاه‌ها هم حضور داشتند اما در میان توده مردم کسی آنها را نمی‌شناخت. یا گروه‌های مسلحی مثل فداییان چون کمونیست بودند جایی در میان مردم نداشتند. مردم ما مسلمان بودند و تجربه همان دوران نشان می‌دهد حتی اینگونه افراد در میان عامه مردم به عنوان پناهگاه هم جا نداشتند. همین بود که غالباً خانه‌های تیمی شکل می‌دادند تا نگذارند هیچکس از اوضاع آنان مطلع شوند.

گروه مجاهدین خلق که بعداً به دلیل رفتارهایشان به عنوان منافقین شناخته شدند و داعیه‌دار مبارزه مسلحانه بودند در سال ۱۳۵۴ کاملاً فتیله‌شان پایین کشیده شد و با دستگیری سرانشان خاموش شدند. کسی نبود. این امام بود که با ندای خودش مردم را به خیابان‌ها کشاند آن‌ها هم از زندان آزاد شدند و آمدند در میان جریان مردم قرار گرفتند، وگرنه آن‌ها چه هویت و موقعیتی داشتند؟

مردم ما با مبارزه مسلحانه نمی‌توانستند به نتیجه برسند، چون خیلی‌ها حامی مبارزه مسلحانه نبودند این مجموعه هم جایگاه مردمی و توده‌ای نداشت. اصلاً این تحلیل‌ها که بدون ما انقلاب نمی‌شد قابل قبول نیست. چون معما حل شود آسان شود؛ حالا که انقلاب رخداده می‌گویند در آن نقش داشتیم. شاید نقش آنان یک اپسیلون در مجموع عظمت انقلاب اسلامی بود.

(مصباحی مقدم پس از این اظهار نظر یادآور شد که با تبعید امام خمینی فتیله مبارزات با رژیم پهلوی خاموش نشد.)

در ماجرای تبعید امام (ره) اصلاً مسئله به موضوع عجیبی تبدیل شد؛ مردم به شدت به خیابان‌ها آمدند و شعار (یا مرگ یا خمینی) سر می‌دادند. عده‌ای شهید شدند تا اعتراض خود را نسبت به تبعید امام (ره) اعلام کنند. اثر گذاری حضور مرجعیت و روحانیت در انقلاب اسلامی که از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ شروع شد و در بهمن ۱۳۵۷ به ثمر رسد، قابل مقایسه با اثرگذاری سایر حاضرین در عرصه مبارزات نیست.